آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


 نشانه‌های عشق در مردان
 درآمد از محتوای آموزشی برای معلمان
 انتخاب باکس مناسب گربه
 درآمد از انیمیشن‌سازی با هوش مصنوعی
 بیماری بامبل فوت در پرندگان
 انتخاب باکس مناسب سگ
 بازاریابی خلاصه در شبکه‌های اجتماعی
 راهنمای استفاده از Copilot
 انتخاب نژاد مناسب گربه برای خانه
 از بین بردن شک در رابطه
 ایجاد امنیت روانی در رابطه
 درآمد از ترجمه با هوش مصنوعی
 درآمد از تولید و فروش محصولات غذایی خانگی
 راهنمای نگهداری از ایگوانا
 شناخت طوطی اسکندر (شاه طوطی)
 دلایل احساس عدم پیشرفت در روابط عاشقانه
 درآمد از اجاره وسایل خانه آنلاین
 انتخاب شغل پردرآمد در ایران و اشتباهات رایج
 اشتباهات درآمدزایی از ویدیوهای آموزشی مهارت‌های نرم
 کسب درآمد از نوشتن مقاله آنلاین
 فروش محصولات فیزیکی آنلاین
 تکنیک‌های سئو برای فروشگاه آنلاین
 معرفی محبوب‌ترین نژادهای سگ
 درآمد از نوشتن و فروش کتاب الکترونیکی
 انتخاب حیوان خانگی کم‌دردسر
 آموزش استفاده از ابزار Jasper
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



 

قوه مقننه یکی از نهادهای هیئت حاکمه است که امر قانونگذاری را در نظام تفکیک قوا انجام می‌دهد. شهروندان از طریق قوه مقننه می‌توانند تصمیمات مقتضی در خصوص نیازها و خواسته های زندگی فردی و اجتماعی خود را اتخاذ نمایند. در واقع قوه مقننه نماد بیان اراده مردم است که در نظام های مردم سالار یا دمکراسی غیر مستقیم هویت می‌یابد. [۵]

مبحث اول: مبانی نظری قوه مقننه

 

قوه مقننه در جوامع مختلف نقش مؤثر و مهمی در ایجاد دموکراسی پایدار ایفا می‌کند و یکی از ضروری‌ترین پایه های دموکراسی به شمار می‌رود. جوامع دمکراتیک نیاز به مکانی دارند تا نمایندگان اجتماعات مختلف با گردهم آمدن در آن ارتباط و پیوندی نزدیک با توده مردم داشته باشند. همچنین این نهادها باید توانایی تصویب قوانین خوب و قابل اجرا را داشته باشند تا مشارکت مردم را در امور سرعت بخشند.

 

گفتاراول: شعبه تقنین و سابقه آن

 

از لحاظ سابقه تاریخی، در کشورها مجلس مقننه، ابتدا یک شورای مشورتی بیش نبود؛ اعضای آن هم توسط حکومت از میان طبقات مختلف تعیین می شد. این شورا بعدها، تکامل یافت و جنبه ی دموکراتیک پیدا کرد. از لحاظ تاریخی، وظیفه ی شورای مشورتی، تبادل نظر درباره ی وضع مالیاتها و گردآوری سپاه بود که طرف شور حکومت قرار می گرفت. در نظر حکومتها جلب رضایت قبلی نمایندگان ملت به ویژه در مواقع بحرانی و جنگ، به منظور ایجاد تسهیلات درگرفتن مالیات از مردم و سربازگیری و سایر مسایل امری ضروری شمرده می شد، بعدها به تدریج این شورا برای خود این حق را قائل شد که در مقابل مالیاتی که ملت می‌دهد بر چگونگی مصرف این اعتبارات یعنی بر درآمدها و هزینه های عمومی نظارت بکند. این نظارت در سیر و تحول تاریخی از امور مالی و مالیاتی فراتر رفت و بر اعمال حکومت و عملکرد آن نیز تسری یافت؛ و بالاخره مسئولیت سیاسی یعنی سئوال و استیضاح از وزراء به عنوان ابزارهای نظارتی در رژیم های مردمی و پارلمانی جا افتاد و مشاوره در امور کشور نیز منجر به تثبیت اختیار مجلس مقننه در امر قانونگذاری گردید. امروزه وظایف مجلس مقننه شامل وضع قوانین در کشور، تصویب بودجه و قوانین مالیاتی، نظارت بر اعمال قوه مجریه و برخی امور دیگر می‌باشد.[۶]

 

ارسطو برای هر حکومت سه گونه قدرت قائل بود: ۱- قدرت تأمل و مشورت درباره مصالح عام ۲- قدرت فرمانروایی ۳- قدرت دادرسی. وی معتقد بود که برای به سامان شدن حکومت باید سازوکار سه گونه قدرت بازشناسی شده و به نیکی سامان یابند. قوای سه‌گانه ارسطویی با تفکیک قوای امروزی تفاوت‌های بسیاری داشت. قوه ‌مقننه وی از اقتدار اجرایی و گاهی قضایی نیز برخوردار بود و قوه فرمانروایی نیز اختیار وضع قانون داشت. ‌به این ترتیب، نظریه ارسطو درباره قوا، بیش از آنکه مبتنی بر تفکیک باشد، نوعی اختلاط قوا به شمار می‌رود. “ژان بدن” نیز با متنوع دانستن مظاهر حاکمیت، شش عملکرد را مظهر حاکمیت می‌دانست. وی با اعتقاد به تقسیم‌ناپذیری حاکمیت، قوه‌مقننه را مادر قوا می‌شناخت و بقیه مظاهر حاکمیت را ناشی از این قوه می‌دانست که باید زیر نظر قوه مقننه به کارویژه خود بپردازند. هر چند انقلاب پارسایان در انگلستان در قرن هفدهم به رهبری “کرامول” تا حدودی عملا به جدایی قوا اقدام کرد، اما نظریه‌پردازی در این باره به سبک امروزی را باید به “جان لاک” نسبت داد که در اواخر قرن هفدهم در کتاب معروف « رساله‌ای در باب حکومت مدنی»، نظریه جامعی در باب اصل تفکیک قوا مطرح ساخت. به نظر وی، در هر جامعه‌ای، سه قوه را باید از یکدیگر مشخص نمود: ۱- قوه مقننه؛ ۲- قوه مجریه؛ ۳- قوه متحده (فدراتیو).[۷]

 

جان لاک به‌رغم تمایل به دوگانگی قوای مقننه و مجریه و توضیح وظایف هر کدام و پرهیز از اختلاط آن دو، به سبب ضعف‌های انسانی، با این حال هوادار نوعی همکاری بین قوا به منظور جلوگیری از بی‌نظمی بود. جان لاک همانند پیشینیان خود، قوه مقننه را به تنهایی، نخستین مظهر حاکمیت می‌دانست و معتقد بود که دستگاه اجرایی حتما باید مسوول و پاسخگو در مقابل قوه‌ مقننه باشد و این قوه (تقنین) می‌تواند هر زمان که اراده کند، کارگزاران اجرایی را برکنار کند.[۸]

 

بسیاری معتقدند؛ اصل تفکیک قوا به شیوه امروزی، دستاورد نظریات “منتسکیو” متفکر و فیلسوف قرن ۱۸ فرانسه است. وی در کتاب «روح القوانین» نظریه جدایی سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه را به گونه‌ای تبیین کرد که این نظریه ها، اثرات انکارناپذیری بر مشی فکری واضعان قانون اساسی و نهایتاً در شکل دادن به رژیم‌های سیاسی غربی برجای گذارده است. اساس نظریه وی، «آزادی سیاسی» است. به عبارت دیگر، منظور وی از طرح نظریه تفکیک قوا، ارائه راه‌ حل‌ هایی به منظور عدم امکان سوء‌استفاده از قدرت، چگونگی محدودیت قدرت و ارائه بهترین روش‌ها و ساختار مناسب و نحوه تلفیق و تعامل آن ها به منظور دستیابی به «آزادی» است.[۹]

 

“منتسکیو” حکومت‌های میانه‌رو را ضامن آزادی سیاسی مردم می‌داند، اما تأکید می‌‌کند که هر انسان صاحب‌ قدرتی گرایش به سوء ‌استفاده از قدرت را دارد و تعیین حد و مرز قدرت می‌تواند از استفاده نامناسب از آن جلوگیری کند. تعیین محدوده برای کنترل امیال انسان از نظر “منتسکیو” آنچنان است که وی فضیلت را نیز نیازمند حدود می‌داند. وی برای ایجاد حدود و چارچوب قدرت، موضوع تفکیک قوا را مطرح ‌کرده‌است؛ هر چند ادبیات به کار رفته توسط منتسکیو بیش از آنکه مبتنی بر تفکیک قوا باشد، بشتر بر توازن و تعادل قوا تأکید دارد. شارحان قوانین اساسی بعدها با مبنا قرار دادن اندیشه‌های “منتسکیو”، ضمن تدارک ساختارهای مناسب برای قوای سه‌گانه (مثلا پارلمان برای مقننه، هیات دولت و سازمان اداری برای قوه مجریه و دادگستری برای قضائیه) اصطلاح تفکیک قوا را به وی منتسب نمودند. ‌بنابرین‏ دغدغه منتسکیو برای آزادی مردم، وی را به نظریه‌پردازی پیرامون تفکیک قوا به منظور جلوگیری از سوء‌استفاده از قدرت واداشت. برای حصول این مقصود او معتقد بود؛

 

۱- قوا باید از یکدیگر متمایز و منفک شوند؛

 

۲- ارکان و سازمان‌های مناسبی که تجسم بخش هر یک از قوا باشند و ضمنا وظایف خاص آن ها را به انجام رسانند، به وجود آیند؛

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 07:38:00 ق.ظ ]




 

رضایت مشتریان به یکی از ستونها در زمینه مدیریت کیفیت جامع تبدیل شده است. به طور موازی با پیشرفت در کیفیت، محققان و مدیران توجه بیشتری به نام های تجاری قوی کردند آنهایی که شرکت‌ها را پیش می‌برند به تجدید نظر کردن درباره اهمیت نام های رسمی و تثبیت شده. انگیزه برای تأکید بیشتر روی نام های تجاری و کیفیت ‌به این دلیل است که هر دو بر روی وفاداری مشتری تاثیر شدیدی دارند. تعداد رو به افزایشی از شرکت هایی مانند آی بی ام، تویوتا وجود دارند که ترکیبی از محصولات فیزیکی و خدماتی را ارائه می‌دهند. با وجود اینکه نام های تجاری برای شرکت های خدماتی اهمیت دارند، مطالعات منتشر شده عملی از نام های تجاری نشان می‌دهد که آن ها تمرکز کرده بودند فقط روی محصولات مشتری و از خدمات غفلت کرده بودند. به طور مشابه اکثر پژوهش ها ‌در مورد کیفیت خدمات روی رضایت مشتری تمرکز کرده بودند و به نام تجای توجه کمی کرده بودند (Cronin, 2000, 76).

 

موضوع وفاداری چه در بازاریابی صنعتی و چه در بازاریابی محصولات مصرفی حائز اهمیت می‌باشد. با شناخت ویژگی های بخش های مختلف از جمله مصرف کنندگان وفادار می توان: اولا نیازها و خواسته های آنان را بهتر برآورد نموده و آمیخته بازاریابی موثرتری را جهت منطبق نمودن با بازار هدف تهیه کرد و در نتیجه به طور موفقیت آمیزتری به اهداف شرکت نایل گردید. ثانیاً با شناسایی عوامل قابل کنترل بازار مؤثر بر وفاداری مصرف کنندگان، می توان بخش هایی را که هنوز به مارک وفادار نشده اند به نام تجاری خود جذب و وفادار نمود. هیچ سازمانی نمی تواند بدون مشتریان وفادار و راضی دوام بیاورد. افزون بر این به لحاظ این واقعیت که انتظارات مشتریان نیز دائما در حال افزایش است، سازمان ها ملزم هستند تا فراتر از ارضای نیازهای اولیه مصرف کنندگان رفته و کانون توجه خود را به سمت ایجاد وفاداری، ارتباط بلند مدت دو طرفه و سودآور معطوف نمایند. مشتریان راضی و وفادار مزیت های فراوانی دارند، آن ها معمولا به سازمان جهت پیش‌بینی فروش کمک کرده و با خرید کالای اضافی، باعث افزایش حاشیه سود می‌شوند. به علاوه مشتریانی که با نام تجاری سازمان آشنایی دارند به احتمال زیاد آن را به دوستان خود معرفی کرده‌اند.(Selnes, 1993, 19-35)
وفاداری مشتری رفتار مورد انتظار در ارتباط با محصولات و خدمات را بیان می‌کند. و شامل احتمال کلی خرید آینده یا تجدید پیمان و قرارداد خدمت و یا برعکس احتمالی که مشتریان نام تجاری دیگر یا ارائه دهنده خدمت دیگری را انتخاب کنند، می‌باشد(Aaker,1991 , 114).

 

در دهه اخیر توجهات زیادی نسبت به کم اهمیت شدن نام تجاری صورت گرفته است و ضروری است با ایجاد وفاداری نام تجاری دوباره مد نظر قرار گیرد. بسیاری از سازمان ها توجه روزافزون به نام تجاری و بهبود وفاداری به نام تجاری را در استراتژی خود قرار داده‌اند. در چنین شرایطی تمایل مجدد به نام تجاری قابل پیش‌بینی است، ‌بنابرین‏ مدیران علاقه مند هستند تا بر اقدامات بازاریابی تمرکز کرده و وفاداری و رضایت مشتریان را بهبود بخشند .مشتریان ممکن است وفادار باشند به علت موانع مربوط به عوامل روانشناسی یا اقتصادی یا فنی که برای مشتریان بسیار پر هزینه و سخت است که عرضه کننده را عوض کنند. همچنین ممکن است مشتریان وفادار باشند ‌به این علت که آن ها از عرضه کننده یا نام تجاری محصول راضی هستند.(Fornell, 1992, 20)

 

آنچه با رضایت مصرف‌کننده و رفتار شکایت­آمیز بسیار مرتبط است، حوزه وفاداری به نام و نشان است. وفاداری به نام و نشان تجاری را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: میزانی که مشتری نسبت به یک نام و نشان تجاری نگرش مثبت دارد، میزان پایبندی او به نام و نشان تجاری یاد شده و قصد ادامه خرید آن در آینده. وفاداری به نام و نشان تجاری، به طور مستقیم از رضایت یا نارضایتی از نام و نشان تجاری­ای که در طول زمان جمع‌ آوری شده و نیز از کیفیت کالا تأثیر می‌پذیرد. از آنجا که نگهداشتن مشتریان قدیمی چهار تا شش برابر کم هزینه­تر از ایجاد مشتریان جدید است، مدیران باید بیشترین اولویت خود را به ایجاد کردن راهبردهایی اختصاص دهند که وفاداری به ‌نام و نشان تجاری را ایجاد و حفظ می‌کند.

 

تعریفی که ما از وفاداری به نام و نشان تجاری ارائه می‌دهیم، مبتنی بر دو رویکرد کلی در فهم این مفهوم است: معیارهای رفتاری و معیارهای نگرشی از وفاداری به نام و نشان تجاری (موون و مینور ۱۳۸۸، ۳۴۰).

 

۲-۱-۹-۱- رویکردهای رفتاری نسبت به وفاداری به نام و نشان تجاری

 

رویکردهای رفتاری نسبت به وفاداری به نام و نشان تجاری، رفتار واقعی خرید مصرف‌کننده درباره کالاها اندازه‌گیری می‌کند. روش تناسب خریدها[۲۶] پرکاربردترین معیار وفاداری به ‌نام و نشان تجاری است. در این رویکرد، همه نام و نشان تجاری خریدار شده کالای ویژه برای هر مصرف‌کننده تعیین شده و نسبت به خریدهای مربوط به هر نام و نشان تجاری شناسایی می‌شود. آن گاه وفاداری به نام و نشان تجاری، برحسب نوعی نسبت دلخواه[۲۷] از خرید یک نام و نشان تجاری ویژه اندازه‌گیری می‌شود.

 

رویکردهای رفتاری روشن ‌می‌کنند که وفاداری به نام و نشان تجاری پدیده­ای به شکل همه یا هیچ نیست. در عوض، وفاداری، باید پیوستاری در نظر گرفته شود که از وفاداری کامل تا بی‌تفاوتی کامل به نام و نشان تجاری، گسترده است. افزون بر وفاداری تقسیم نشده، چندین نوع وفاداری وجود دارد. در برخی موارد مصرف ­کننده دارای وفاداری تقسیم شده بین دو نام و نشان تجاری است. در موارد دیگر، مصرف‌کنندگان بیشتر به یک نام و نشان تجاری وفاداری اما در عین حال، گاهی اوقات به نام و نشان تجاری دیگر هم رجوع می‌کنند. شاید این کار را به خاطر تنوع و بالا بودن سطح انگیختگی خود انجام می‌دهند. با وجود این، سایر موارد، مشتریان نسبت به تمایز بین نام و نشان‌های تجاری کاملاً بی‌تفاوتند. این الگوهای متفاوت خرید را ممکن است بتوان به شکل زیر به تصویر کشید:

 

۱- وفاداری تقسیم نشده[۲۸] AAAAAAAA

 

۲- تغییر گاه به گاه[۲۹] AABAAACAADA

 

۳- وفاداری به تغییر[۳۰] AAAABBBB

 

۴- وفاداری تقسیم شده[۳۱] AAABBAABBB

 

۵- بی ­تفاوتی نسبت به نام و نشان تجاری ABCDBACD

 

از دید بازاریاب مشکل معیارهای وفاداری به نام و نشان تجاری این است که معیارهای یاد شده دلایل خرید یک نام و نشان تجاری از سوی یک مصرف ­کننده را مشخص نمی‌کند. نام و نشان تجاری خاص ممکن است به دلیل راحتی، در دسترس بودن یا قیمت آن خریداری شود. اگر هر یک از این عوامل تغییر کنند، مصرف ­کننده ممکن است به سرعت نام و نشان تجاری دیگری را انتخاب کند (همان منبع، ۳۴۲).

 

۲-۱-۹-۲- معیارهای نگرشی وفاداری به نام و نشان تجاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:35:00 ق.ظ ]




اینکه به طور کلی مکانیسم سازگاری مسئله محور را بهترین مکانیسم انطباقی در مواجهه با استرس والدگری بدانیم باید احتیاط کرد .چرا که برای افراد متفاوت و خاص هر نوع مکانسیم سازگارانه ی دیگری هم می‌توانند در کاهش استرس مؤثر واقع شوند. ( بستگی به منابعشان ، شخصیت و شناختشان ) و تحت شرایط خاص(لازاروس [۱۴]۲۰۰۶)،فقط یک نسخه ی واحد برای مکانسیم های سازگارانه افراد که استرس والدگری را کاهش دهد وجود ندارد.به عنوان مثال در آن موقعیت هایی که افراد معتقدند که آن ها بر شرایط اطراف در موقعیت های استرس زا ، کنترل دارند و از مکانیسم سازگاری مسئله محور استفاده می‌کنند به احتمال قوی رویکرد موفق در دفع کردن استرس ها و مسائل بهداشتی فیزیکی و روانی استفاده می‌کنند.برعکس استراتژیهای سازگارانه ی مسئله محور در موقعیت هایی که افراد کنترل کمی بر عوامل استرس زا دارند مؤثر نبوده و در آن نمونه ها ، استراتژی های عاطفه محور مفید واقع می‌شوند(ادوین ۲۰۰۷[۱۵]؛کوهن[۱۶]۱۹۹۶).در عین حال یک عامل مؤثر دیگری هم وجود دارد که نظر محققان را به خود جلب ‌کرده‌است ، این عامل هوش هیجانی افراد است . محققان بر این باورند افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند می‌توانند به خوبی رویداد ها و اتفاقات زندگی خود را مدیریت کنند . و از پس مشکلات خود به خوبی بر آیند .به عبارت دیگر افرادی که هیجانی و عاطفی باهوش هستند می‌توانند به طور مؤثر خود را درک و ابراز کنند ، دیگران را به خوبی درک کنند وبا آن ها ارتباط برقرار کنند و به طور موفق از عهده ی مسئولیت های روزانه، چالش ها و فشار ها کنار بیایند، این هوش در درجه ی نخست بنیانش در توانمندی های درون فردی فرد است طوری که از خودش آگاه بوده ،از نقاط قوت و ضعفش را می‌داند و احساسات و افکارش را بدون تخریب دیگران ابراز می‌کند .در سطح میان فردی ،به طور هیجانی و عاطفی باهوش بودن یعنی دارای توانمندی آگاهی از عواطف و نیازهای دیگران ،ایجاد و نگهداری همکاری ها با دیگران ، و روابط رضایتمندانه ی دو طرفه داشتن با دیگران.نهایتاً میتوان باهوش بودن هیجانی و عاطفی را اینگونه معنی کرد که فرد به طور موثرگونه ای تغییرات شخصی ،اجتماعی و محیطی را با بهره گرفتن از روش های مقابله ای منعطف و واقعیت مدار ،حل مسائل و تصمیم گیری، مدیریت کند .برای این منظور فرد نیازمند مدیریت عواطف است تا آن ها به نفع فرد عمل کنند نه برخلافش و او نیاز دارد که به اندازه کافی خوشبین ،مثبت و خود شکوفا باشد(دیتر –دیکارد ،۲۰۱۰). در رابطه با این امر پژوهشگران بیشماری در قالب تحقیقات همبستگی ، به ارزیابی تاثیرات این عامل در جمعیت های گوناکون پرداختند و ‌به این نتیجه رسیدند که عامل هوش هیجانی رابطه ی معناداری با بسیاری از فاکتور های سلامت جسمانی و روانی دارد . از جمله این پژو هشها می توان به تحقیق بار آن (۲۰۰۵) اشاره کرد بار آن در تحقیق خود به تبیین تاثیر بین هوش هیجانی و ذهن خوب پرداخته است. وی در تحقیق خود اشاره می‌کند که هوش هیجانی علاوه بر اینکه موجب عملکرد خوب می شود در ذهن و دیدگاه افراد نیز تاثیر گذاشته و موجب بهبود تفکر شخصی می شود(بار- آن ،۲۰۰۵).یا در تحقیقی دیگر جوردان ،آشکاناسی و هارتل (۲۰۰۲)،از هوش هیجانی به عنوان تعدیل کننده ی عواطف و واکنش های رفتاری در موقعیت های ناامن شغلی نام بردند . آن ها گزارش دادند که هوش هیجانی برای کارکنان ، به عنوان تعدلیل کننده ی عواطف و کنش رفتاری در موقعیت های ناامن شغلی عمل می‌کند و آن ها می‌توانند، استرس و عواطف ناشی از آن موقعیت را کنترل کنند(جوردن ،آشکانسی و هارتل [۱۷]۲۰۰۲).

از طرفی دیگر از آنجا که محققان بر این باور بودند که عامل هوش هیجانی اکتسابی بوده و می‌تواند با آموزش های لازم افزایش پیدا کند . به بررسی اثر بخشی اموزش مؤلفه‌ های هوش هیجانی بر افزایش هوش هیجانی و تاثیر آن بر فاکتور های سلامت جسمانی و روانی پر داختند و به نتایج خوبی رسیدند از جمله این کارها می توان به پژوهش فلچر ،لد بتر ،کارن و اسالیوان ([۱۸]۲۰۰۹) اشاره داشت آن ها در تحقیقی آزمایشی خود به بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر بهبود ‌ارتباطات پزشک- بیمار پرداختند و ‌به این نتیجه رسیدند که دانشجویان پزشکی که مداخله دریافت کرده بودند ،بهبود خوبی در ‌ارتباطات خود با بیمار نشان می‌دهند. یا پژوهشگر دیگری به نام مکنا ([۱۹]۲۰۰۷) در تحقیق خود به بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر بیماران جسمی پرداخته است . او معتقد است بسیاری از افراد معلول و افراد با بیماری های مزمن ،عواطف منفی تجربه می‌کنند که ناشی از استرس بیماری و سازگاری روانی کم است . ارزیابی شناختی افراد معلول از معلولیتشان هم بر پاسخ عاطفیشان و هم مدیریت عواطفشان تاثیر می‌گذارد ‌بنابرین‏ مدیریت عواطف این افراد در فرایند توانبخشی ضرورت فراوانی دارد. محقق در این پژوهش ‌به این نتیجه رسید که روان درمانگران می‌توانند با آموزش هوش هیجانی نه تنها در تنظیم عواطفی این افراد کمک کنند بلکه به روابط درمانی مؤثر هم کمک می‌کنند .یا محقق دیگری به نام اسلاسکی،کارترایت ([۲۰]۲۰۰۳) در تحقیق شبه آزمایشی خود تاثیر آموزش هوش هیجانی را بر استرس مدیران بریتانیایی بررسی کردند .آن ها ‌به این نتیجه رسیدند که آموزش هوش هیجانی با افزایش هوش هیجانی موجب کاهش استرس و بهبود سلامت فرد می شود .

با وجود تحقیقات بیشمار در رابطه با هوش هیجانی ، ‌در مورد اثر بخشی این عامل بر استرس والد گری والدین کودکان معلول در ایران تحقیقات معدودی صورت گرفته ا ست .علاوه بر این در رابطه با مداخلات روانشناختی مادران کودکان جسمی –حرکتی هم تحقیقات کمی انجام شده است و اکثر تحقیقات بر روی خود افراد معلول انجام شده است.

 

لذا با توجه به مطالب بالا و توجه بر این اصل که هوش هیجانی رابطه ی معناداری با فاکتور های سلامت روانی دارد و افزایش آن می‌تواند موجب کاهش اختلالات روانی شود در این تحقیق سعی داریم دریابیم که آیا آموزش مؤلفه‌ های هوش هیجانی بر استرس والدگری والدین با کودکان جسمی –حرکتی اثربخش است؟

۱-۳ هدف های پژوهش:

 

۱-۳-۱ هدف کلی :-تعیین میزان تاثیر آموزش مؤلفه‌ های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.

 

۱-۳-۲ هدف های ویژه:

 

۱-۳-۲-۱تعیین میزان تاثیر آموزش مؤلفه‌ های هوش هیجانی بر کاهش استرس حوزه کودک مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.

 

۱-۳-۲-۲تعیین میزان تاثیر آموزش مؤلفه‌ های هوش هیجانی بر کاهش استرس حوزه والدینی مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.

 

۱-۳-۲-۳تعیین میزان تاثیر آموزش مؤلفه‌ های هوش هیجانی بر کاهش استرس حوزه زندگی مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.

 

۱-۴ فرضیه پژوهش :

 

۱-۴-۱ فرضیه اصلی :آموزش مؤلفه‌ های هوش هیجانی موجب کاهش استرس والدگری مادران کودکان بامعلولیت جسمی – حرکتی می شود..

 

۱-۴-۲ فرضیه های فرعی :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:32:00 ق.ظ ]




ه ـ نقش صندوق های وقفی در مدیریت وجوهات

 

یکی از ابزارهای مهم مدیریت وجوهات و خیرات در کشورهای پیشرفته وجود صندوق های وقفی است که با نگاه عام المنفعه و خیرخواهانه کمک ها و وجوهات خیرین را مدیریت می‌کند و با جمع‌ آوری اعتبارات خرد و جزئی زمینه تشکیل امکانات کلان و قابل عرضه فراهم می‌گردد و ‌به این ترتیب بخش از چرخ تولید و کار و تلاش جامعه به حرکت در می‌آید و امید است با تصویب قانون اخیر صندوق ها و سرمایه گذاری در سازمان بورس اوراق بهادار بتواند این بخش را بیش از پیش فعالتر نماید.

 

ی ـ وقف پول

 

فقهای ما در منابع فقهی خود به تفصیل به ابعاد مختلف وقف پرداختند و وقف درهم و دینار که روزگاری مبنای داد و ستد و مبادله بوده است را نیز تبیین نمودند اما پرسشی که هم اکنون مطرح است اینکه آیا با توجه به نقش پول در شرایط اقتصادی موجود امکان وقف آن وجود دارد یا خیر؛ آیا کسی می‌تواند مبلغی پول را وقف نموده و مقرر نماید که اصل آن به صورت قرض الحسنه پرداخت شود. آیا ممکن است فردی مبلغی را وقف نماید و مقرر کند منافع آن صرف کمک به نیازمندان – بیماران شود. چون در تعریف وقف تصریح به حفظ عین می شود آیا با توجه به وجود پشتوانه پول در بانک مرکزی و مبادله فیزیکی در دست مردم از مصادیق حفظ عین محسوب می شود این پرسش و ده ها سئوال دیگر از جمله مواردی است که در این بخش مطرح است:

 

شیخ طوسی درباره مال موقوفه در النهایه می نویسد: «انسان مجاز است هر چیزی را که مالک آن است به طور کلی وقف نماید، چه مشاع باشد و چه مستقل» نیز در خلاف می نویسد: «وقف زمین، ملک، خانه، بنده، سلاح و هر چیزی که متصلاً باقی بماند و بتوان از آن منتفع شد، جایز است».

 

محقق حلی وقف را دارای چهار شرط می‌داند: ۱٫ عین باشد (یعنی دین نباشد)؛ ۲٫ مملوک باشد (یعنی قابل تملک باشد)؛ ۳٫ با باقی ماندن عین آن، قابل انتفاع باشد؛ ۴٫ تصرف در آن صحیح باشد.[۱۰۳]

 

برخی وقف درهم و دینار را، ‌به این دلیل که موقوفه در اثر انتفاع باقی نمی ماند، جایز نشمرده اند. البته فقیهان این نوع وقف را در صورتی که بتوان از درهم و دینار، با بقای اصل آن ها در امور خیریه بهره برداری کرد، مجاز دانسته اند. علیرضا فیض در این زمینه می نویسد : «درباره صحت وقف دراهم و دنانیر – پولی که در زمان‌های گذشته رایج بود – یا نفوذ و پول های رایج امروز اختلاف است. محقق حلی در شرایع گوید: بعضی از فقها گفته اند : صحیح نیست، و خود محقق اظهارنظر می‌کند که اظهر، عدم صحت آن است و صاحب جواهر به دنبال نظر او گوید : محقق حلی هماهنگ با فتوای جمعی از فقهای قدیم، به عدم صحت، فتوا داده است. شهید اول در کتاب دروس گفته است که شیخ در کتاب مبسوط بر عدم صحت وقف در هم و دیندار ادعای اجماع ‌کرده‌است. صاحب جواهر از شیخ طوسی نقل می‌کند که گفته است: در نادرستی این گونه وقف، اختلافی در میان فقها وجود ندارد. ابن زهره و ابن ادریس در غنیه و سائر همین گونه اظهارنظر کرده‌اند». [۱۰۴]

 

وی ادامه می‌دهد: «علت عدم صحت وقف در هم و دینار را بدین گونه بیان کرده‌اند که چون انتفاع از آن موجب از بین رفتن آن می شود، وقف آن صحیح نیست، چون خوراکی ها و شمع هنگامی که افروخته شود تا از نور آن بهره برند و با افروختگی می سوزد و نابود می شود. در وقف صحیح شرط است که هرگاه از موقوفه سود برند، اصل آن باقی بماند. »[۱۰۵] او نظر موافق فقها را این گونه بیان می‌کند: «گروهی دیگر از فقها گفته اند وقف درهم و دینار صحیح است؛ زیرا می توان برای آن نفعی در نظر گرفت که مورد بهره برداری قرار گیرد و در عین حال باقی بماند، مثل آنکه از درهم و دینار برای آرایش استفاده شود، یا کسی آن را در اختیار گیرد تا بدین وسیله گرد ذلت و مسکنت را از دامان خویش بشوید. ابن ادریس گفته است: اگر بگوییم وقف آن جایز است، فتوای پسندیده ای است و شهید دوم در مسالکت صحت آن را قوی تر می‌داند. شهید اول در کتاب دروس و علامه در تذکره الفقها و محقق ثانی در جامع المقاصد قائل به صحت وقف درهم و دینار شده اند به شرط آنکه دارای منفعتی با بقای اصل آن باشد.

 

محقق ثانی (متوفای ۹۴۰ ق) در جامع المقاصد می نویسد: «اشکال به وقف دراهم و دنانیر ناشی از آن است که استفاده مطلوب از آن ها عرفاً و با خرج کردن آن ها همراه است و باعث تلف شدن آن ها می شود. در حالی که امکان استفاده از آن ها به صورت تزئین و یا ضرب سکه وجود دارد. ‌بنابرین‏ اشکال ناشی از آن است که آیا امکان استفاده از آن ها به صورت تزیین و یا ضرب سکه وجود دارد. ‌بنابرین‏ اشکال ناشی از آن است که آیا امکان استفاده مورد نظر از درهم و دینار با بقای آن ها وجود دارد یا نه؟ محقق کرکی به نقل از شیخ طوسی در المبسوط اجماع بر منع جواز آن را ذکر می‌کند و قول مخالف را شاذ می‌داند و اضافه می‌کند که اگر عرفا درهم و دینار استفاده ای به جز مصرف شدن داشته باشند، وقف آن ها صحیح است وگرنه نیست.

 

از فقیهان متاخر کاشف الغطا نیز به شرطی که امکان انتفاع از دراهم و دنانیر با باقی ماندن عین آن ها باشد، وقف آن ها را صحیح می‌داند.

 

دکتر فیض نظر خود را درباره امکان وقف پول این گونه مطرح می‌سازد: «اشکال در وقف پول همان است که گفته شد و آن این که وقتی از پول منتفع می‌شویم که آن را خرج کنیم و چون خرج کردیم از بین می رود و دیگر باقی نمی ماند. ولی باید گفته شود که باقی بودن هر چیز به فراخور آن چیز است و ‌بنابرین‏ می توان گفت پول در گردش خود بر روی کلی – نه جزئی و شخصی – دور می زند و چه اشکالی دارد مثلاً کسی ده ها میلیون پول خود را برای نیازمندان وقف کند و در بانکی نگه داری شود تا هر نیازمندی برای رفع حاجت از آن استفاده نماید و در سر مدتی که از قبل معین شده است، مثل آن را به بانک بپردازد؟ این گونه وقف را عرف عقلا می‌پذیرند؛ چون بسیار مفید و ارزنده و برای همیشه باقی و دایر است و هیچ حلال و حرامی هم پیش نخواهد آمد». [۱۰۶]

 

الف ـ پول این قابلیت را دارد که در بین مقروضان در گردش باشد و هر مقروض، پس از برطرف شدن مشکل مالی، مبلغ پول موقوفه را بازگرداند و آن هم به مقروض دیگری داده شود و به همین شکل پول موقوفه را باز گرداند و آن هم به مقروض دیگری داده شود و به همین شکل پول موقوفه، زیر نظر متولی، بین مقروضان در جریان باشد و از بین نرود.

 

ب – پول رایج، برخلاف درهم و دینار، ارزش اسمی دارد و فاقد ارزش ذاتی است و مثل آن همچون عین آن است. در واقع هیچ کسی به دنبال عین پول نیست؛ زیرا در این جا مثل پول، حکم عین پول را دارد و این ویژگی پول های جدید است. بر همین اساس وقتی می گوییم: پول را از بانک گرفتم، منظور آن نیست که عین پول سپرده شده به بانک را دریافت کردم، بلکه منظور، دریافت مبلغ یا مقدار پول سپرده شده است. آنچه در پول مهم است، برابری ارزش پول هنگام پرداخت و دریافت است. هر چند به صورت چک پرداخت شود و به صورت اسکناس دریافت شود یا برعکس. ارزش پول ها در اشکال مختلف آن ها تقریباً یکی است؛ به همین دلیل پول را مال مثلی به شمار می آورند. «در بررسی ماهیت پولی فعلی، به شیوه ادبیات موجود در فقه و اقتصاد، نتایج به دست آمده عبارتند از: پول، مال مثلی، مال اعتباری، پدیده مستحدثه و دارای هزینه فرصت می‌باشد».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:29:00 ق.ظ ]




 

 

 

۳-۷ خلاصه فصل

 

در این فصل به متدلوژی تحقیق یا روش تحقیق پرداخته شد. بدین منظور فرضیه تحقیق، جامعه و نمونه آماری و روش گردآوری داده ها و چگونگی بررسی و آزمون فرضیه تحقیق بیان شد. روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی بوده و به منظور آزمون فرضیه از روش رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. در این تحقیق برای جمع‌ آوری داده های مورد نیاز از اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده و برای تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرم افزار Eviews استفاده شده است.

 

۴-۱ مقدمه

 

این تحقیق به بررسی اثر تهدید خروج سهام‌داران عمده و نهادی بر کیفیت گزارشگری مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این فصل داده ها و اطلاعات به دست آمده با بهره گرفتن از روش ها و مدل های آماری مناسب تجزیه و تحلیل می شود. در پژوهش های علمی، تجزیه و تحلیل داده ها که از نمونه های آماری جمع‌ آوری گردیده، مرحله مهمی از تحقیق تلقی می شود. محقق در این مرحله، با بهره گرفتن از یک روش تحقیق، داده ها را تجزیه و تحلیل، فرضیه را آزمون و نهایتاًً نتیجه گیری نهایی را برای گزارش انجام خواهد داد.

 

۴-۲ توصیف نمونه آماری

 

در اینجا مروری بر نمونه و جامعه آماری خواهیم داشت. در این فصل، اطلاعات مربوط به ۱۱۹ شرکت به همراه صنایع انتخاب شده، که نمونه آماری ما را تشکیل داده‌اند(جدول ۴-۱ و ۴-۲)، در دوره زمانی ۱۳۸۸ -۱۳۹۲ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند تا ارتباط بین متغیرها برای آزمون فرضیه تحقیق بررسی شود. برای تحلیل داده ها ابتدا از روش های آمار توصیفی استفاده می شود و در ادامه، آزمون نرمال بودن متغیر وابسته مورد بررسی قرار می‌گیرد و سپس با بهره گرفتن از مدل داده های مقطعی فرضیه آزمون می‌گردد. همچنین مدل های تعریف شده در فصل سوم برازش داده شده و کفایت آن ها بررسی می شود. لازم به ذکر است که برای تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرم افزار Eviws استفاده شده است.

 

 

 

۴-۳ جامعه آماری

 

جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی مشخص دارای یک یا چند صفت مشترک باشند. هرچه جامعه آماری کوچکتر باشد، می توان آن را دقیق تر از یک جامعه آماری بزرگتر مطالعه نمود. در این مطالعه جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به جز بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری و سرمایه گذاری هستند که از نرم افزار ره آورد نوین استخراج می­شوند.

 

۴-۴ نمونه آماری

 

در این تحقیق از روش حذف سیستماتیک جهت نمونه گیری استفاده شده است. از آنجایی جامعه آماری شامل شرکت های فعال پذیرفته شده در بورس می‌باشند، فقط یک نمونه آماری موجود می‌باشد. ‌بنابرین‏ روش نمونه گیری حذف سیستماتیک است.که در این تحقیق از ۵۹۲ شرکت های تابلوی اصلی بورس، تعداد شرکت هایی که در قلمرو زمانی ۸۸ تا ۹۶ وارد بورس شدند ۱۴۰ عدد، تعداد شرکت هایی که در این قلمرو زمانی سال مالی خود را تغییر داده‌اند ۹۸ عدد، تعداد شرکت هایی که سال مالی آن ها به ۲۹/۱۲ ختم نمی شود ۷۹ عدد، تعداد شرکت هایی که به امور هلدینگ و سرمایه گذاری و بانک اشتغال داشته اند ۱۰۸ عدد و در تعداد شرکت هایی که بیش از سه ماه وقفه معاملاتی داشتند ۴۸ عدد بوده، که از لیست شرکت های مورد تحقیق حذف شده و در نهایت ۱۱۹ شرکت واجد شرایط و دارای اطلاعات کامل برای تحقیق انتخاب شدند.

 

۴-۵ یافته های تحقیق

 

در این قسمت علایم اختصاری به کار رفته در متغیرهای تحقیق و شاخص های پراکندگی و مرکزی متغیرها نشان داده شده اند.

 

جدول ۴-۱: علائم اختصاری متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماشین آلات PPE جمع کل دارایی‌ها TA معکوس دارایی TA1 تغیرات فروش بر دارایی STA ماشین آلات بر دارایی PPETA اقلام تعهدی بر دارایی TACCTA بازده دارایی ROA اقلام تعهدی TACC اندازه شرکت SIZE اهرم مالی LEV ارزش دفتری به ارزش بازار BTM تغیر در فروش S نوسان درآمد REVOL نوسانات جریان وجه نقد OCFVOL مانده وجه نقد در انتهای سال LIQUIDITY سهام‌داران عمده BHCOMP

۴-۶ نحوه اندازه گیری متغیر کیفیت گزارشگری مالی

 

برای به دست آوردن متغیر کیفیت گزارشگری مالی از اقلام تعهدی اختیاری استفاده می شود. برای به دست آوردن اقلام تعهدی اختیاری کافی است مدل

 

را که پس از برازش آن و محاسبه ضرایب، به عنوان اقلام تعهدی غیر اختیاری استفاده می شود، از اقلام تعهدی کل کم کنیم. اعداد به دست آمده را ضرب در (۱-) می‌کنیم تا داده های متغیر کیفیت گزارشگری مالی به دست آید. همه این محاسبات در فایل اکسل داده ها موجود می‌باشد که قسمتی از آن در زیر ارائه شده است.

 

برازش مدل اقلام تعهدی اختیاری

 

جدول ۴-۲: نتایج تخمین مدل (محاسبه اقلام تعهدی غیر اختیاری)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها ضرایب متغیرها انحراف استاندارد آمارهT سطح معنی داری مقایسه با ۰٫۰۵ نتیجه در مدل TA1 ۱۱۸۵٫۷۹۵ ۱۸۶٫۲۷۶۴ ۶٫۳۶۵۷۸۵ ۰٫۰۰۰۰ کوچکتر تاثیرگذار است STA -۰٫۰۰۰۱۹۰ ۰٫۰۰۰۲۴۹ -۰٫۷۶۴۱۵۳ ۰٫۴۴۵۱ بزرگتر تاثیرگذار نیست PPETA -۰٫۰۷۵۲۱۴ ۰٫۰۱۰۷۳۴ -۷٫۰۰۷۲۶۱ ۰٫۰۰۰۰ کوچکتر تاثیرگذار است ROA ۰٫۷۷۳۷۴۹ ۰٫۰۳۶۰۶۳ ۲۱٫۴۵۵۵۱ ۰٫۰۰۰۰ کوچکتر تاثیرگذار است آماره دوربین واتسون ۲٫۱۰ خطاها در مدل همبسته نیستند یعنی مقدار آماره دوربین واتسون در بازه ۱٫۵ تا ۲٫۵ قرار دارد. ضریب تعیین مدل ۰٫۴۳ ۴۳ درصد از تغییرات اقلام تعهدی بر دارایی توسط متغیرهای مستقل معنادار بیان می­ شود.

ضرایب متغیرهای به دست آمده در جدول بالا که ستون دوم را تشکیل می‌دهند در مدل زیر قرار داده تا اقلام تعهدی غیر اختیاری محاسبه شود.

 

 

 

۴-۷ شاخص های مرکزی و پراکندگی

 

جدول ۴-۳: شاخص های مرکزی و پراکندگی متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر FQR BHCOMP LIQUIDITY BHCOMPLIQ SIZE میانگین ۰٫۱۰۸۹۱۶ ۱۸٫۹۸۰۳۵ ۳۱۰۳۴٫۴۴ ۶۲۷۹۷۵٫۱ ۵٫۳۷۴۵۶۸ میانه ۰٫۰۶۷۸۶۰ ۱۶٫۱۷۰۰۰ ۴۳۹۴٫۰۰۰ ۵۲۳۳۱٫۵۰ ۵٫۴۱۸۶۳۳

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ق.ظ ]




 

کار انجام شده توسط کارکنان به جای اینکه به نیروی بازوی آن ها وابسته باشد به دانش آن ها متکی است، این بدین معنا است که خلق، تسهیم و استفاده از دانش یکی از مهم ترین فعالیت های هر فرد در هر سازمان است نیاز به چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی باعث شده است که بسیاری از محققان، مدل ها و چارچوب های مختلفی برای درک مفهوم و همچنین پیاده سازی مدیریت دانش ارائه دهند. اگرچه چارچوب های زیادی برای پیاده سازی مدیریت دانش در بخش خصوصی ارائه شده است، ولی بخش عمومی متفاوت بودن خود با بخش خصوصی را پذیرفته و از این جهت برخی مشخصه‌ های ویژه نیز دارد. چارچوب مدیریت دانش برای بخش دولتی دو تفاوت عمده با چارچوب های ارائه شده برای بخش خصوصی دارد. اولاً بخش دولتی به ذینفعان تعلق دارد، در حالی که بخش خصوصی متعلق و وابسته به شرکا و سهام‌داران است. رویکرد ذینفعان در بخش دولتی مستلزم وجود بخش های گوناگون و متعدد در فرایند است و از این رو، کار ‌در مورد آن با مشکلات بیشتری مواجه است. در بخش دولتی این ذینفعان می‌توانند شهروندان، حکومت های محلی و ایالتی، شرکت های خصوصی، کاربران و… باشند و زمانی که دولت اقدام به سیاست گذاری و تصمیم گیری و برنامه ریزی و ارائه خدمات می‌کند، مجبور به در نظر گرفتن منافع و نظرات و علایق تمامی ذینفعان است (البرزی، ۲۵:۱۳۸۴).

 

۲- ۱- ۳- ۲- اهمیت نیاز به جذب دانش برای بخش خصوصی:

 

در بخش خصوصی، شرکت ها در برابر سهام داران خود پاسخگو هستند، اما تنها چیزی که در این بخش اهمیت دارد این است که سرمایه گذاری انجام گرفته پربازده باشد. دومین وجه تمایز چارچوب های مدیریت دانش در بخش های خصوصی و دولتی در رقابت پذیری آن هاست. بخش خصوصی بر پایه رقابت بنا شده و اصولاً رقابت پذیر است. در حالی که بخش دولتی مبتنی بر فاکتورهایی مانند ارائه خدمات، تهیه اطلاعات، شناسایی دانش، تسهیم و استفاده از آن است. با توجه به همین فاکتور حیاتی یعنی رقابت پذیری، اساس کار شرکت های خصوصی بر هوشیاری جهت کسب مزیت رقابتی در محیط متغیر است و در این راه سعی می‌کنند تا همواره خود را با ابزارهای مدیریتی نوین، تکنیک ها و فلسفه های نوین منطبق سازند. اما در مقابل چنین روندی در بخش دولتی وجود ندارد و انگیزه چندانی برای ایجاد تغییر در نحوه ارائه خدمات وجود ندارد. هر چند انحصارات موجود در بخش دولتی تا حدی در مقابل جهانی شدن اطلاعات و افزایش تعداد کاربران و سرمایه با چالش مواجه شده است. با توجه به چنین امری بخش دولتی باید توجه بیشتری به شناسایی، تسهیم و بهره برداری از دانش کند. این دو دلیل عمده به شدت بر روی استراتژای پیاده سازی مدیریت دانش تاثیر می‌گذارند. لذا بر این نکته تأکید می شود که نیاز به توسعه یک چارچوب عمومی برای بخش دولتی به کمک فهم و استفاده از تجارب مدیریت دانش احساس می شود. عناصر مهم در چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی، افراد، فرایندها و فناوری می‌باشند که سه عنصر اصلی هر محیط سازمانی هستند. مدیریت دانش به منظور ایجاد روحیه تسهیم و استفاده از دانش، روی افراد و فرهنگ سازمانی تأکید می‌کند. همچنین به منظور پیدا کردن، ایجاد، اکتساب و تسهیم دانش، بر روی فرایندها یا روش ها متمرکز می شود و به منظور ذخیره سازی دانش و قابل استفاده کردن آن به هنگام کار گروهی (بدون اینکه افراد در واقع و به صورت فیزیکی کنار هم باشند) برروی فناوری متمرکز می شود. افراد مهم ترین بخش هستند زیرا مدیریت دانش با تمایل افراد به تسهیم و استفاده از دانش وابستگی مستقیم دارد. افراد، فرایندها و فناوری، همواره می‌توانند به عنوان یک عامل محرک و یا یک مانع برای حرکت دانش محسوب شوند. لذا می باید همواره موانع را شناسایی و برطرف کرد و به گسترش و ازدیاد عوامل محرک پرداخت (مهدی زاده و اصفهانی، ۲۱:۱۳۹۰).

 

۲- ۱- ۴- عوامل مؤثر بر ظرفیت جذب دانش

 

در تحقیقات انجام شده در طول دوره های مختلف، عناصر مورد استفاده برای تبیین ظرفیت جذب دانش به شکل واحد وجود ندارد. محققین برحسب دیدگاهی که ‌در مورد جذب دانش و به کارگیری آن در فرایند یادگیری سازمان داشته اند مؤلفه‌ های موردنظر خود را انتخاب نموده اند. واحدهای بررسی یادگیری در سازمان ها به سه بخش یادگیری فردی، گروهی و سازمانی تقسیم می‌شوند. الگوهای ذهنی زیادی انتقال یادگیری از افراد به گروه و از آن به سازمان را مطرح می‌کنند. انتقال یادگیری از افراد به سازمان، سامانه اعتقادی جدیدی را برای سازمان هایی که دانش و شایستگی های محوری جدید خلق می‌کنند، به همراه دارد که رفتار سازمان را تغییر می‌دهند. در ادبیات به شکل گسترده ‌به این موضوع اشاره شده است که یادگیری از سطح فردی آغاز می شود و در سطح گروهی شکل می‌گیرد (سان و اندرسون، ۲۰۱۰). برای تبیین ظرفیت جذب دانش به شکلی جامع از مدل های مختلفی استفاده شده است. اینکه چه فرایندهایی در هر یک از سطوح فردی، گروهی و سازمانی بر ظرفیت جذب دانش تاثیر دارند؟ برای پاسخ ‌به این سوال با مرور جامع ادبیات مرتبط، مؤلفه‌ های زیردر نظرگرفته شده است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:23:00 ق.ظ ]




 

او افزود: مگر همه کشورهای پیشرفته دغدغه‌ی کنترل و نظارت مطبوعات خود را دارند؟ خیر! بیش‎ترین نقش سانسورچی را مدیران مسوول رسانه‌آموزش‌ها دارند. زمانی که نشریات و مطبوعات بتوانند مطالب را آزادانه بنویسند، شفاف‎سازی می‎شود و مشکلات دیگر رخ نمی‎دهد. و وقتی محدودیت باشد، نمی‎توانند شفاف‎سازی کنند. ‌بنابرین‏ با شناختی که از قانون دارم، از دولت می‎خواهم که از تصویب این لایحه صرف‎نظر کند.

 

احساس مسئولیت بیشتر، از طرف افراد صنف.

 

در ادامه احسان پوری پرسید آیا حرفه روزنامه‎نگاری نیاز دارد که نظام صنفی داشته باشد؟ آیا شرایط این اجازه را به ما می‎دهد یا خیر؟

 

کسری نوری در ادامه بیان کرد: در آن که اصل نظام صنفی برای حرفه روزنامه‎نگاری وجود داشته باشد بحثی وجود ندارد، به هر ترتیب چنین نظامی به سلامت این صنف نیز کمک می‎کند. اما بحث اصلی آن است که این نظام‎نامه‌آموزش‌ها محصول چه افرادی است؟ ابتدا باید وجود تشکل صنفی را به رسمیت بشناسیم و سپس اجازه دهیم اهالی رسانه آن را برگزار کنند.

 

او افزود: نظام‌های لیبرال این مسئولیت را بر عهده خود صنف می‎گذارند چراکه احساس مسئولیت از طریق افراد صنف بیشتر است.

 

نگاه دولت و افراد به مسایل تغییر کند.

 

صالح آبادی با اشاره به آن که نظام‎های صنفی به دولت‌آموزش‌ها مربوط هستند، ادامه داد: نظام‎های صنفی به نوعی به دولت‌آموزش‌ها مرتبط هستند. تجربه‌ من می‎گوید تا دولت و افراد نگاهشان به مسایل تغییر نکند نمی‎توانیم نظام صنفی برای رسانه‌آموزش‌ها ایجاد کنیم. هنگامی که از بودن یا نبودن چیزی در این نظام صحبت می‎کنیم یعنی آن که دایره‌ی انتخاب را محدود کردیم. برای مثال یکی از تغییرات در همین نمایشگاه اینترنتی بودن و حق انتخاب آزادانه‌ی آن است تا هر مطبوعاتی بر اساس انتخاب خود محل استقرار خود را انتخاب کند.

 

در ادامه کسری نوری در پاسخ به سوال احسان پوری مبنی بر آن که این نظام صنفی چگونه عضو می‌گیرد، پاسخ داد: به نظر من این بحث کهنه است. هر کسی از طریق یکی از صاحبان مطبوعاتی ارتزاق می‎کند اما ابهام جدی در این پیشنویس آنجاست که چرا جایگاه رسانه ملی مشخص نیست؟ از یک طرف آزادی بی‎حد و حصر به رسانه‌آموزش‌ها می‎دهیم و از طرف دیگر یک عده را کاملا محدود می‎کنیم.

 

اجازه دهیم نهادهای مطبوعاتی شکل بگیرد

 

سردبیر روزنامه شهروند در انتها بیان کرد: ما تنها صنفی هستیم که علیه یکدیگر کیفر خواست صادر می‎کنیم، این مورد اصلا درست نیست. اعضای صنف هنوز نتوانستند به یک تعریف مشترک برسند. ‌بنابرین‏ اجازه دهیم تا نهادهای مطبوعاتی شکل بگیرد و تجارب در این زمینه بیشتر شود، سپس ‌در مورد آن پیش‎نویس ارائه دهیم.

 

صالح آبادی توضیح داد: فرهنگ مکتوب زنجیره‎ای است که گستره‎ی آن وسیع است. اگر قرار است که قانون جامعی برای این صنف نوشته شود، باید تمامی زنجیره‎هایی که ‌به این صنف مربوط است را در بر گیرد و جایگاه آن ها را مشخص کند. مدیر مسوول هفته‎نامه‌ی ستاره صبح در انتها افزود: به نظر من در هیچ دوره‎ای مانند این دوره مطبوعات کم مخاطب نبوده‎اند، چرا که رسانه‎های مکتوب کم مخاطب شده‎اند. در اروپا با وجود فضای مجازی تیراژ مطبوعات کاهش پیدا نکرده است و مردم آن ها مطبوعات مکتوب را نیز همچنان می‎خوانند. تصور می‎کنم به جای ایجاد چنین پیش‎نویسی بهتر است تحقیقاتی درباره‌ کاهش خواندن نشریات مکتوب و فرهنگ آن انجام گیرد و در پایان از دولت می‎خواهم که چنین پیش‎نویسی را تصویب نکنند.

 

‌کاستی‌های جریان‌های ارتباطی

 

مفاهیمی نظیر آزادی اطلاعات،جریان آزاد و متوازن اطلاعات و دسترسی آزادانه به رسانه ها که در واقع در حیطه آزادی بیان و عقیده فرد می‌باشد در کشورهای جهان اعمال نمی شود حتی اگر مردم جهان اکنون از فرصت‌های بیشتری برای دریافت اطلاعات برخوردار باشند اما باز نمی توانند حق خود را دایر بر کسب اطلاعات و انتشار آن به اجرا بگذارند.حیطه موانع جریان آزاد اطلاعات حیطه ای وسیع و نامحدود است که اکثر رسانه ها مانند تلویزیون، رادیو، خبرگزاری و حقوق روزنامه نگاران را در بر می‌گیرد.

 

در واقع در جهان یک جریان یک طرفه وجود دارد که در سطح ملی اطلاعات از سطوح بالا به عموم مردم در پایین انتقال می‌یابد و در سطوح بین‌المللی از آنهایی که دارای پیشرفته ترین وسایل هستند به کسانی که صاحب کمترین وسیله هستند و از کشورهای بزرگتر به سوی کشورهای کوچکتر منتقل می شود.‌بنابرین‏ عامه مردم تنها به یک نوع جریان اطلاعات از رسانه ها متکی می‌شوند و جریان یک طرفه بالا به پایین پیام‌های ناشناخته ای را که چند نفری تهیه کرده و به آگاهی همه می رسانند به عنوان جریان عادی

 

می‌پذیرند.این در حالی است که جریان‌های افقی اطلاعات این امکان را به مردم می‌دهند تا آن گونه اطلاعاتی را به دست آورند که برای حل مشکلات و دنبال کردن منافع خاص خود با آن نیازمند هستند.

 

۲۵-۲- حقوق و مسئولیت‌های روزنامه نگار

 

برای اینکه افراد اجتماع نقش خود را به عنوان شهروندان مسئول ایفا کنند باید به حد کافی به حقایق دسترسی داشته باشند تا بر اساس آن به داوریهای معقول بپردازند.تا کنون گام‌های بلندی در امر گردآوری و پخش خبر در سراسر جهان برداشته شده است برای مثال مقادیر بیشتر خبری پخش می شود و این خبرها بیش از پیش دقیق، به جا و به موقع می‌باشد. ( کتاب یک جهان چندین صدا ، ویرایش شن مک براید ، ترجمه ایرج پاد،سروش ۱۳۷۵)

 

اکنون نه تنها نخبگام تحصیل کرده بلکه ‌گروه‌های بیشتری از مردم دسترسی افزون تر به اطلاعات دارند اما با این وجود بررسی‌های متعدد نشان می‌دهد که عموم مردم هنوز کاملا آگاه نیستند و در برخی موارد حتی دولت‌ها،ارگان‌های عمومی و خصوصی نیز ممکن است نیمه آگاه یا ناآگاه و حتی آگاهی نادرست داشته باشند که این کژیها و نارساییها هنوز در آفت جریان خبر می‌باشد که نمی توان آن را انکار کرد.

 

بحث هویت فرهنگی نیز از جمله مباحث مهم در حیطه مذکور است.هویت فرهنگی نه از راه خودداری از سهیم شدن در فرهنگ دیگران بلکه از طریق اشتیاق به سهیم شدن در آن غنی می شود.به دلیل اینکه ارتباط به اندازه تاثیری که بر فرهنگ دارد جزئی از آن به شمار می رود نظامهای ارتباطی اگر رسوم سنتی و نیز رسانه های جمعی را انسجام دهند می‌توانند به تقویت فرهنگ ملی و هویت فرهنگی مترقی کمک کنند.

 

روزنامه نگاران به خاطر ماهیت کارشان در جهت شکل دادن به اندیشه ها و عقاید در موضعی نیرومند قرار دارند.از نظر بسیاری از مردم روزنامه نگاری تنها یک حرفه نیست بلکه یک رسالت است.روزنامه نگاران خواستار حق کسب اطلاعات بدون مانع و پخش کامل و سریع آن هستند. سردبیران و مفسرین نیز خواستار حق بیان آزادانه عقاید می‌باشند. پیگیری فعال حقایق مربوط به مصالح عمومی،یکی از معیارهایی است که با آن استعدادهای حرفه ای یک روزنامه نگار را می سنجند.

 

نقش یک روزنامه نگار کنجکاو،وارسی اقدامات مصادر امور و نشان دادن هر گونه سوء استفاده از قدرت یا شایستگی است.امروزه در صحنه بین‌المللی در حیطه روزنامه نگاری موضوعات و مسائلی از جمله نظامنامه های اصول اخلاق حرفه ای،مقررات صنفی،شوراهای مطبوعاتی و رسانه ای،حقوق پاسخ و تصحیح مطرح و بیان شده است. ( کتاب یک جهان چندین صدا ، ویرایش شن مک براید ، ترجمه ایرج پاد،سروش ۱۳۷۵)

 

فصل سوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:29:00 ق.ظ ]